روزی و روزگاری ماهی کوچکی که در حال شنا کردن بود، احساس کرد که مثل قبل نمی‌تواند شنا کند و به اجبار مسیر حرکتش عوض می‌شود و او هرچه تلاش می‌کند، نمی‌تواند در مسیر دلخواهش حرکت کند.

کمی که دقت کرد، دید که آب در حال بالا رفتن است و او به سطح آب نزدیک می‌شود. در همین حال صدای آوازی را شنید و دید که قورباغه‌ای در حال آوازخواندن است. در این حال با خود فکر کرد که وقتی در این اوضاع عجیب و غریب آب سر بالا رفت، خب قورباغه هم آوازخوانی می‌کند دیگر!
 

نوشتن

1-در جمله های زیر مسند را مشخص کرده،مسند مناسب دیگری جایگزین کنید‌

علامه جعفری(کنجکاو)بود. مسئولیت پذیر

او(شیفته طبیعت)است.دوست دار طبیعت

2-برای هر یک از واژه های زیر دو کلمه هم خانواده بنویسید.

درس:دروس،مدرس                    سعادت:سعدی،مسعود

راضی:رضایت،رضا                 طبیعت:طبع،مطبوع

3-با حروف در هم ریخته زیر واژه هایی بنویسید که ارزش املایی داشته باشد و در متن درس به کار رفته باشد.

   

  • جیر
  • ضریح
  • حضرت
  • محضر
  • تحیّت
  • حجره
  • حرم
  • حریم
  • همه
  • جریمه   
  • 4️⃣ با توجه به معنی، املای صحیح واژه را انتخاب کنید.

    الف) نصیب ⬜   نسیب ⬜ : قسمت

    ب) گشت و گزار ⬜  گشت و گذار ⬜ : گردش

    نصیب و گشت و گذار صحیح هستند.

 

 

 

خود ارزیابی صفحه هشتاد و چهار

1️⃣ چرا دانش آموزان از نصیحت کردن امام خودداری کردند ؟

چون دانش‌آموزان معتقد بودند که امام خمینی خیلی بزرگوارند و از همه‌ی گناهان به دورند. آنها به امام خمینی گفتند: شما آن امام بت شکنی هستید که مدت چهل سال است نمازهای شبتان ترک نشده است.

جواب خودارزیابی صفحه 84 فارسی هفتم

2️⃣ چگونه میتوان برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشور مفید بود ؟

با خوب درس‌خواندن، عمل‌کردن به وظایف اسلامی که انسان‌ها را می‌سازد، نیکو کردنِ اخلاق، اطاعت و خدمت به پدر و مادر و احترام زیاد به معلم‌ها

جواب خودارزیابی صفحه ۸۴ فارسی هفتم

3️⃣ درباره ی عبارت حرم، دل او را آرام میکرد و مدرسه، اندیشه اش را توضیح دهید.

با رفتن به حرمِ حضرت معصومه، روح و روانش آرامش می‌یافت و به آسایش حقیقی می‌رسید و باعث تقویت توانایی ذهنی‌اش می‌شد. همچنین رفتن به مدرسه (مدرسه دارالشفای قم) خواسته‌های مذهبیِ او را برطرف می‌کرد و به جواب سوالات علمی‌اش می‌رسید.

معنی کلمات در س نصیحت امام

درس 9 (نصيحت امام : (ره))

بيزاری: تنفر، بی ميلی                                    

    قرائت: خواندن

ترقی: پيشرفت، برتری يافتن                

     تعالي: بالارفتن   

علامه: بسياردانا، بسياردانشمند                  

   صيد: شکار 

نشاط: شادماني                        

   شيفته: عاشق 

وجد: خوشي بسيار، ذوق                                

 اخلاصپاکي عقيده(نیت)  

نصيب: قسمت                                               

  عطش: تشنگی

عطاکردن: بخشيدن                                      

   کسالت: بيماري                

دار الشفا: خانه ی تن درستی                          

حجره: اتاق  

گشت و گذار: تفريح و گردش                            

    نورچشمان: عزيزان

ضريح: سازه های که از چوب يا فلز که بر سر مقبره های امامان و بزرگان دين می سازند.

از بر می کردم: حفظ می کردم

یک هو: یکدفعه

از کوره در رفت: عصبانی شد

عین خیالم نبود: اهمیت نمی دادم

هفت پادشاه را خواب می بیند: در خواب عمیق است

نرم نرمک: یواش یپاش،  کم کم

بار و بندیل: اسباب سفر

ناشتایی: صبحانه

عازم: کسی که در حال رفتن به جایی است و تصمیم به رفتن گرفته

یک دم: یک لحظه

تک و دو: فعالیت،  برو و بیا

شهر را پر کردم: به همه گفتم

شوفر: راننده

معنی دو بیت: به دریا نگاه می کنم تو را می بینم،  به صحرا نگاه می کنم تو را می بینم

به کوه و دشت و هر جایی نگاه می کنم نشانه ای از قد و قامت بلند تو را می بینم. 

کله می کشید: سرک می کشید،  نگاه می کرد

کاغذ می نویسی: نامه می نویسی

زد تو ذوقم: ناامیدم کرد

بیتوته کردیم: ماندیم

دم دمای: نزدیک

بنا کرد: شروع کرد

قراضه: کهنه

غلات: گندم و جو

عظیم: بزرگ

مناره: گلدسته

خوش نقش و نگار: زیبا

علاف: بیکار

عیال: همسر

سر به فلک کشیده: بسیار بلند

کیف کرد: لذت برد

تصدیق کردن: تایید کردن

1️⃣ سه جمله از متن درس بنویسید که در آنها فعل اسنادی به کار رفته باشد.

  1. امروز را به فردا افکندن و به امید آینده نشستن، کار درستی نیست.
  2. قلب، مهمان خانه نیست.
  3. وقت از طلا گران بها تر است.

جواب نوشتن صفحه 69 فارسی هفتم

2️⃣ ده واژه از متن درس بنویسید که ارزش املایی داشته باشند.

  1. دقایق
  2. تلف
  3. دل‌آزرده
  4. اثنای سفر (در اثنای سفر به)
  5. صاحبان قبور
  6. حک
  7. قسمت اعظم
  8. اعجاب
  9. تأمل
  10. اضطراب

جواب نوشتن صفحه ی ۶۹ فارسی هفتم

3️⃣ در هر جمله یک غلط املایی وجود دارد؛ آنها را پیدا کنید و به شکل درست بنویسید.

  • اسکندر سنگ مزارها را خواند و به هیرت فرورفت. (شکل درست: حیرت)
  • مدّت حیاط صاحبان قبور از ده سال تجاوز نمی‌کرد. (شکل درست: حیات)
  • مجتبا در درس‌هایش بسیار پیشرفت کرده است.  (شکل درست: مجتبی)

الف ) فعل های اسنادی (ربطی)

      به فعل هایی گفته می شود که بوسیله آن چیزی را به چیز دیگر نسبت می دهند.

     ( اسناد یعنی نسبت دادن صفتی یا حالتی به کسی یا چیزی )

      در جمله "آسمان تاریک شد." تاریک شدن به آسمان نسبت داده شده است. 

فعل های اسنادی محدود ولی پر کاربرد هستند. این فعل ها عبارتند از: است، بود، شد، گشت، گردید و فعل های مشابه آنها مانند: هست، نیست، بود، باشد، باد، شود ، می شود، خواهد شد، شده است و فعلهایی که از این خانواده هستند.

این فعلها در زمانهای مختلف بصورت مثبت یا منفی، امر یا نهی کاربرد دارند.

       چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد.

       بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود.

       گرم شو از مهر و ز کین سرد باش

       

ب ) فعل های غیر اسنادی (خاص)

     فعل هایی که انجام گرفتن کاری را نشان می دهند. 

    مولوی در قرن هفتم زندگی می کرد و کتاب مثنوی معنوی را سروده است. 

    در جمله های بالا فعل های "زندگی می کرد"و "سروده است" انجام کاری را نشان می دهند.   

نکاتی درباره فعل های اسنادی:

۱) اگر فعل های (است، هست، نیست، بود، باشد )  معنی "وجود داشتن یا قرار داشتن" بدهد اسنادی نیست. مانند:

    کیفم روی میز است.   یعنی کیفم روی میز قرار دارد، بنابراین فعل "است" غیر اسنادی است. 

 

خود ارزیابی درس ۸

1. چرا مي گويند:(وقت از طلا گران بها تر است)؟

زيرا با صرف وقت مي توان طلا به دست آورد،ولي دقايق تلف شده را با طلا نمي توان خريد.

 

2. منظور از (عمرحقيقي را شناسنام? ما تعيين نمي کند) چيست؟

زيستن و زندگي زيبا،فقط همان فرصت هايي است که با رفتارهايي زيبا و کارهاي بزرگ مي گذرد.بقّيه روزها وسال هاي ما جزء عمر واقعي ما محسوب نمي شوند.

 

3. پيام اصلي اين درس چيست؟

ما بايد از وقت خود بهترين استفاده را ببريم و نگذاريم وقتمان تلف شود.

...............................................................................................

درس هشتم: زندگی همین لحظه هاست

تردید: شک                                          

    دقایق:جمع دقیقه 

دل آِزرده :ناراحت                              

          اثنا :میانه ها

حیرت :سر گشتگی / شگفت زده شدن         

    حک کردن : تراشیدن

صاحبان قبور : کسانی که مرده اند و در گور دفن شده اند.

نظر : نگاه /دید گاه                    

خفتن : خوابیدن

اعظم :بزرگ/ بزرگتر                     

  غفلت : بی خبری

دی : دیروز                        

 نامده : نیامده

الکی:غیر جدی /دروغی        

اضطراب :نگرانی /پریشان حالی  

  گره از کار دیگران گشودن:کنایه از بر طرف کردن مشکل

مصاحبت :هم نشینی /گفت و گو   

   اعجاب: شگفتی و تعجب

تامل :اندیشیدن / فکر کردن         

      عبرت : پند / اندرز

متن حکایت دعای مادر

از بایزید بسطامى - رحمة اللّه علیه - پرسیدند که ابتداى کار تو چگونه بود؟ گفت: من ده ساله بودم، شب از عبادت خوابم نمى‌بُرد.

شبى مادرم از من درخواست کرد که امشب سرد است، نزد من بخُسب.

مخالفت با خواهش مادر برایم دشوار بود؛ پذیرفتم. آن شب هیچ خوابم نبرد و از نماز شب بازماندم. یک دست بر دست مادر نهاده بودم و یک دست زیر سر مادر داشتم.
آن شب هزار «قُل هُوَ اللّهُ اَحَد» خوانده بودم.

آن دست که زیر سر مادرم بود، خون اندر آن خشک شده بود. گفتم: «اى تن، رنج از بهِر خداى بکش.»

چون مادرم چنان دید، دعا کرد و گفت: «یا رب، تو از وى خشنود باش و درجتش، درجهٔ اولیا گردان.» دعاى مادرم در حقّ من مستجاب شد و مرا بدین جاى رسانید.

 

معنی حکایت دعای مادر

از بایزید بسطامی (رحمت خداوند بر او باد) پرسیدند که تو چگونه به این مقام و مرتبه رسیدی؟ در زندگی خود چه کردی و چگونه رفتار کردی که نزد خداوند شایسته شدی و به این راه هدایت شدی؟ او در پاسخ گفت: هنگامی که من ده ساله بودم، شب‌ها مشغول عبادت بودم و نمی‌خوابیدم. یک شب مادرم از من درخواست کرد که، چون امشب سرد است نزد او بخوابم.

از آنجایی که دوست نداشتم خواهش مادرم را نادیده بگیرم و این کار برایم آسان نبود، درخواست او را قبول کردم. آن شب اصلا خوابم نبرد و نتوانستم نماز شب نیز به جا آورم. در آن شب یک دستم در دست مادر بود و دست دیگرم در زیر سرش بود تا راحت بخوابد.

آن شب هزار بار سوره توحید را خوانده بودم. آن دستم که زیر سر مادرم بود، بخاطر آنکه بی‌حرکت مانده بود و خون در آن جریان نداشت، خشک و کرخت شد. پس به بدن خود گفتم به خاطر خداوند و خشنودی او رنج و سختی امشب را تحمل کن.
وقتی مادرم از خواب برخاست و مرا در آن وضعیت دید برایم دعا کرد و گفت: خدایا تو هم از فرزندم راضی باش و مقام و مرتبه‌اش را در ردیف مرتبه بزرگان و عارفان قرار بده. اینگونه بود که دعای مادرم درباره من پذیرفته شد و آن دعای خیر مادر مرا به این درجه و جایگاه رساند.

 

معنی کلمات:

  • ابتدای کار: شروع زندگی
  • بخسب: بخواب
  • باز ماندن: محروم شدن
  • از نماز شب باز ماندم: نتوانستم نماز شب را بخوانم
  • از بهر: بخاطر
  • درجت: درجه، رتبه
  • اولیا: جمع ولی، دوستان خدا
  • مستجاب: پذیرفته شده، اجابت شده
  • رحمه اللّه علیه: رحمت خدا بر او باد