معنی شعر گِل و گُل 🌹
شنیده ام که یک شب در مجلسی یک پیر مرد پینه دوز با گریه می گفت : یک روز درحمام دوستی یک گِل خوشبو به من داد.


من با آن گِل خمیری درست کردم که مانند پارچه ابریشمی نرم و لطیف بود.

از بس آن خمیر معطر و خوشبو بود به او گفتم تو عطر هستی یا دارویی خوشبو که من از بوی دل انگیز تو سر حال و مست هستم.

من تمامی گِل های سر شور جهان را امتحان کرده ام و مانند تو ندیده ام که اینقدر خوشبو و معطر باشند.

گِل زمانی که گفت و گوی من را شنید گفت : من گِلی بی ارزش بودم اما اندک زمانی را با یک گُل همنشین شدم.

او گلبرگ های خویش را بر روی زمین افکند و افتخار همنشینی را به من داد و هنگامی که با او گشتم مدتی از عمرم را با او گذراندم لطافت و خوشبویی آن گُل به من نیز منتقل شد؛ وگرنه من همان خاک بی ارزش و ناچیز باقی مانده بودم.

♥️ماجرای این شعر زیبا چیست؟♥️
شعری کوتاه از سعدی شیرازی وجود دارد در مورد یافتن دوست و تاثیر دوست در زندگی هر فرد. در زمان های قدیم به جای شامپو از گِل خاصی برای شست و شوی موهای سر استفاده می کردند که برای معطر شدنش مدتی این گِل را در کنار گلبرگ های یک گل خوشبو قرار می دادند🌺

نوشتن

  • 1-زمان فعل های زیر را مشخص کنید.

خواهم رفت:آینده          می نویسد:حال

گرفته بودی:گذشته          شنیدیم:گذشته

نشسته بودید:گذشته       آمدند:حال

2-پیام،قافیه و ردیف را در ((قطعه زیر)) بنویسید.

برزگری پند به فرزند داد

                 کای پسر این پیشه پس ازمن توراست

هر چه کُنی کشت،همان بِدرَوی

                          کار بد ونیک چوکوه وصداست

پیام قطعه:هر چه بکاری درو می کنی،نتیجه اعمال و رفتار ما به خودمان بر خواهد گشت.

قافیه:را،صدا

ردیف:است

3-با توجه به متن درس،جاهای خالی را با کلمه مناسب پر کنید. 

-معلم با لحن گرمش ادامه داد:((خیلی عالی است))

-اگربااوهمسفرمیشدی درطول راه تلاوت زیبای قرآن او را می شنیدی.

4-درمتن زیر غلط های املایی را پیدا کنید و شکل درست آنهارا بنویسید.

مهم این نیست که در مقابل سختی ها تصلیم نشد.اگر انسان در برابر دشواری ها بایستد،بر آن چیره می شود،البته بایدسبر و تاقت را از دست ندادن و هیچگاه نا سپاسی نکرد.

غلط های املایی:

تصلیم 👈تسلیم      سبر👈 صبر

                   تاقت 👈طاقت

ممنون از همراهی شما دوستان 

1-ویژگی های زمان

به جملات زیر دقت کنید. 

‐مریم خط کش را به فاطمه داد.

-مریم خط کش را به فاطمه می دهد.

-مریم خط کش را به فاطمه خواهد داد.

جمله اول ((داد))بر زمان گذشته،در جمله دوم فعل ((می نویسد))بر زمان حال و در جمله سوم ((خواهد داد))بر زمان حال است.

داد👈دیروز                می دهد👈امروز

                    خواهد داد👈فردا

2-قطعه

اکنون به طرز قرار گرفتن قافیه در شعر دقت کنید.

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش

                        چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن

گر از عهد خُردیت یاد آمدی

                            که بیچاره بودی در آغوش من

نکردی در این روز بر من جفا

                             که تو شیر مردی و من پیرزن

به این نوع شعر قطعه قطعه می گویند.حال به جایگاه قافیه در شعر توجه کنید:

.......................          ...‌‌‌‌‌‌‌‌.....................○

‌......................            .........‌‌‌‌‌..............○

.....‌‌.................           .......‌.................○

                                     

امیدوارم از مطالب لذت برده باشید باشید.

​​​​​​​

 

 

پاسخ خود ارزیابی صفحه ۹۳

1-معلم برای تشویق نیما چه کرد؟

پاسخ:معلم کتابی به او داد تا مطالعه کند.

2-دکتر حسابی و دکتر کاظمی آشتیانی چه خصوصیات مشترکی داشتند؟

1-هر دو حافظ قرآن بودند 2-هر دو به زبان فارسی علاقه مند بودند و آن فرا می گرفتند.

3-به نظر شما چرا دکتر حسابی،با((علم بدون عمل))مخالف بود؟

به عهده دانش آموز 

به نظر من علم بدون عمل مانند گل بی بو است،یعنی علم بدون عمل هیچ فایده ای ندارد.

📗📘📙📖📃📜📄📓📔📕📒💼

 

زندگی نامه پروین اعتصامی 

 

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در 25 اسفند 1285 خورشیدی برابر با 17 مارس 1907 میلادی در شهر تبریز  به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود و در آن زمان ماهنامه ادبی «بهار» را منتشر می کرد. مادرش اختر فتوحی فرزند میرزا عبدالحسین ملقب به مُقدّم العِداله و متخلص به "شوری"از واپسین شاعران دوره قاجار، اهل تبریز وآذربایجانی بود.

وی تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت. در سال هزار و دویست و نود و یک در حالی کهکودکی بیش نبود با خانواده به تهران آمد. از این رو پروین از کودکی با مشروطه خواهان و چهره های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبان های فارسی و عربی را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل آموخت.پایان نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد.

نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی پدرش فضل الله همایون فال ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه، خانه شوهر رفت. پیوند زناشویی وی با پسر عمویش که رئیس شهربانی کرمانشاه بود و اخلاقی نظامی داشت و با روحیات شاعرانه پروین سازگار نبود بیش از دو و نیم ماه دوام نداشت.

وی پس از جدایی از همسر، مدتی کتابدار کتابخانهٔ دانشسرای عالی بود. دیوان اشعار وی بالغ بر 2500 بیت است. وی در  پانزدهم فروردین 1320 شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم در مقبرهٔ خانوادگی به خاک سپرده شد.

شعر ای مرغک 

1-ای پرنده کوچک از لانه ات پرواز کن و پرواز کردن را یاد بگیر.

2-تاچه زمانی میخواهی کار های بچگانه انجام دهی و محتاج دیگران باشی؟ حرکت کن وبه باغ و گلزار برو وراه رفتن با ناز را یاد بگیر.


3-روزگار طبق خواسته تو عمل نمی کند، برای چه درمقابل روزگار تسلیم شده ای؟ رهایی و شیوه مقابله کردن را یاد بگیر.


4-از اینکه ممکن است بلا و گرفتاری برایت پیش بیاید،  پروا نداشته باش و به مردمک چشمان خود دیدن را بیاموز.


5-روزها در پی کسب روزی ورفع احتیاجات خود باش و شب ها آرام بگیر و استراحت کن.


🌹معنی شعر ای مرغک🌹

شعر ای مرغک 

1-ای پرنده کوچک از لانه ات پرواز کن و پرواز کردن را یاد بگیر.

2-تاچه زمانی میخواهی کار های بچگانه انجام دهی و محتاج دیگران باشی؟ حرکت کن وبه باغ و گلزار برو وراه رفتن با ناز را یاد بگیر.


3-روزگار طبق خواسته تو عمل نمی کند، برای چه درمقابل روزگار تسلیم شده ای؟ رهایی و شیوه مقابله کردن را یاد بگیر.


4-از اینکه ممکن است بلا و گرفتاری برایت پیش بیاید،  پروا نداشته باش و به مردمک چشمان خود دیدن را بیاموز.


5-روزها در پی کسب روزی ورفع احتیاجات خود باش و شب ها آرام بگیر و استراحت کن.


🌹معنی شعر ای مرغک🌹

سلام دوستان عزیزم شب بخیر 

ببخشید یه مدت نبودم دگیر امتحانات بودم 

معنی کلمات درس ۱۰😉

       

🌹جاذبه:جذابیت   
🌹لحن:اواز   
🌹 بی نظیری:یگانه                   

🌹درنگ:توقف
🌹رزق:خوراک و روزی 

🌹 استعداد:توانایی 

🌹 مرغک:پرنده کوچک              

🌹تسلیم :پذیرفتن شکست

🌹چیره:پیروز                   

🌹طاقت:توان و نیرو
🌹 فراغت:اسایش  
                  
🌹 پروا:ترس

🌹تلاوت :خواندن

🌹 پاسی از شب:قسمتی از شب 
🌹 استقلال:وابسته نبودن

🌹دل بستگی:علاقه   

🌹 دیدگان:چشم ها        

🌹رهگذران:عابران                 

🌹صدای دل نواز:صدای دلنشین  

🌹زمزمه :نغمه 

🌹قرائت:خواندن            

🌹مشاعره:مسابقه شعر   
🌹معظم:بزرگ            
🌹پزوهشگر:تحقیق 

🌹صالح:نیکوکار  

🌹نوید:مژده

 

روزی و روزگاری ماهی کوچکی که در حال شنا کردن بود، احساس کرد که مثل قبل نمی‌تواند شنا کند و به اجبار مسیر حرکتش عوض می‌شود و او هرچه تلاش می‌کند، نمی‌تواند در مسیر دلخواهش حرکت کند.

کمی که دقت کرد، دید که آب در حال بالا رفتن است و او به سطح آب نزدیک می‌شود. در همین حال صدای آوازی را شنید و دید که قورباغه‌ای در حال آوازخواندن است. در این حال با خود فکر کرد که وقتی در این اوضاع عجیب و غریب آب سر بالا رفت، خب قورباغه هم آوازخوانی می‌کند دیگر!
 

نوشتن

1-در جمله های زیر مسند را مشخص کرده،مسند مناسب دیگری جایگزین کنید‌

علامه جعفری(کنجکاو)بود. مسئولیت پذیر

او(شیفته طبیعت)است.دوست دار طبیعت

2-برای هر یک از واژه های زیر دو کلمه هم خانواده بنویسید.

درس:دروس،مدرس                    سعادت:سعدی،مسعود

راضی:رضایت،رضا                 طبیعت:طبع،مطبوع

3-با حروف در هم ریخته زیر واژه هایی بنویسید که ارزش املایی داشته باشد و در متن درس به کار رفته باشد.

   

  • جیر
  • ضریح
  • حضرت
  • محضر
  • تحیّت
  • حجره
  • حرم
  • حریم
  • همه
  • جریمه   
  • 4️⃣ با توجه به معنی، املای صحیح واژه را انتخاب کنید.

    الف) نصیب ⬜   نسیب ⬜ : قسمت

    ب) گشت و گزار ⬜  گشت و گذار ⬜ : گردش

    نصیب و گشت و گذار صحیح هستند.

 

 

 

خود ارزیابی صفحه هشتاد و چهار

1️⃣ چرا دانش آموزان از نصیحت کردن امام خودداری کردند ؟

چون دانش‌آموزان معتقد بودند که امام خمینی خیلی بزرگوارند و از همه‌ی گناهان به دورند. آنها به امام خمینی گفتند: شما آن امام بت شکنی هستید که مدت چهل سال است نمازهای شبتان ترک نشده است.

جواب خودارزیابی صفحه 84 فارسی هفتم

2️⃣ چگونه میتوان برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشور مفید بود ؟

با خوب درس‌خواندن، عمل‌کردن به وظایف اسلامی که انسان‌ها را می‌سازد، نیکو کردنِ اخلاق، اطاعت و خدمت به پدر و مادر و احترام زیاد به معلم‌ها

جواب خودارزیابی صفحه ۸۴ فارسی هفتم

3️⃣ درباره ی عبارت حرم، دل او را آرام میکرد و مدرسه، اندیشه اش را توضیح دهید.

با رفتن به حرمِ حضرت معصومه، روح و روانش آرامش می‌یافت و به آسایش حقیقی می‌رسید و باعث تقویت توانایی ذهنی‌اش می‌شد. همچنین رفتن به مدرسه (مدرسه دارالشفای قم) خواسته‌های مذهبیِ او را برطرف می‌کرد و به جواب سوالات علمی‌اش می‌رسید.

معنی کلمات در س نصیحت امام

درس 9 (نصيحت امام : (ره))

بيزاری: تنفر، بی ميلی                                    

    قرائت: خواندن

ترقی: پيشرفت، برتری يافتن                

     تعالي: بالارفتن   

علامه: بسياردانا، بسياردانشمند                  

   صيد: شکار 

نشاط: شادماني                        

   شيفته: عاشق 

وجد: خوشي بسيار، ذوق                                

 اخلاصپاکي عقيده(نیت)  

نصيب: قسمت                                               

  عطش: تشنگی

عطاکردن: بخشيدن                                      

   کسالت: بيماري                

دار الشفا: خانه ی تن درستی                          

حجره: اتاق  

گشت و گذار: تفريح و گردش                            

    نورچشمان: عزيزان

ضريح: سازه های که از چوب يا فلز که بر سر مقبره های امامان و بزرگان دين می سازند.

از بر می کردم: حفظ می کردم

یک هو: یکدفعه

از کوره در رفت: عصبانی شد

عین خیالم نبود: اهمیت نمی دادم

هفت پادشاه را خواب می بیند: در خواب عمیق است

نرم نرمک: یواش یپاش،  کم کم

بار و بندیل: اسباب سفر

ناشتایی: صبحانه

عازم: کسی که در حال رفتن به جایی است و تصمیم به رفتن گرفته

یک دم: یک لحظه

تک و دو: فعالیت،  برو و بیا

شهر را پر کردم: به همه گفتم

شوفر: راننده

معنی دو بیت: به دریا نگاه می کنم تو را می بینم،  به صحرا نگاه می کنم تو را می بینم

به کوه و دشت و هر جایی نگاه می کنم نشانه ای از قد و قامت بلند تو را می بینم. 

کله می کشید: سرک می کشید،  نگاه می کرد

کاغذ می نویسی: نامه می نویسی

زد تو ذوقم: ناامیدم کرد

بیتوته کردیم: ماندیم

دم دمای: نزدیک

بنا کرد: شروع کرد

قراضه: کهنه

غلات: گندم و جو

عظیم: بزرگ

مناره: گلدسته

خوش نقش و نگار: زیبا

علاف: بیکار

عیال: همسر

سر به فلک کشیده: بسیار بلند

کیف کرد: لذت برد

تصدیق کردن: تایید کردن

1️⃣ سه جمله از متن درس بنویسید که در آنها فعل اسنادی به کار رفته باشد.

  1. امروز را به فردا افکندن و به امید آینده نشستن، کار درستی نیست.
  2. قلب، مهمان خانه نیست.
  3. وقت از طلا گران بها تر است.

جواب نوشتن صفحه 69 فارسی هفتم

2️⃣ ده واژه از متن درس بنویسید که ارزش املایی داشته باشند.

  1. دقایق
  2. تلف
  3. دل‌آزرده
  4. اثنای سفر (در اثنای سفر به)
  5. صاحبان قبور
  6. حک
  7. قسمت اعظم
  8. اعجاب
  9. تأمل
  10. اضطراب

جواب نوشتن صفحه ی ۶۹ فارسی هفتم

3️⃣ در هر جمله یک غلط املایی وجود دارد؛ آنها را پیدا کنید و به شکل درست بنویسید.

  • اسکندر سنگ مزارها را خواند و به هیرت فرورفت. (شکل درست: حیرت)
  • مدّت حیاط صاحبان قبور از ده سال تجاوز نمی‌کرد. (شکل درست: حیات)
  • مجتبا در درس‌هایش بسیار پیشرفت کرده است.  (شکل درست: مجتبی)

الف ) فعل های اسنادی (ربطی)

      به فعل هایی گفته می شود که بوسیله آن چیزی را به چیز دیگر نسبت می دهند.

     ( اسناد یعنی نسبت دادن صفتی یا حالتی به کسی یا چیزی )

      در جمله "آسمان تاریک شد." تاریک شدن به آسمان نسبت داده شده است. 

فعل های اسنادی محدود ولی پر کاربرد هستند. این فعل ها عبارتند از: است، بود، شد، گشت، گردید و فعل های مشابه آنها مانند: هست، نیست، بود، باشد، باد، شود ، می شود، خواهد شد، شده است و فعلهایی که از این خانواده هستند.

این فعلها در زمانهای مختلف بصورت مثبت یا منفی، امر یا نهی کاربرد دارند.

       چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد.

       بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود.

       گرم شو از مهر و ز کین سرد باش

       

ب ) فعل های غیر اسنادی (خاص)

     فعل هایی که انجام گرفتن کاری را نشان می دهند. 

    مولوی در قرن هفتم زندگی می کرد و کتاب مثنوی معنوی را سروده است. 

    در جمله های بالا فعل های "زندگی می کرد"و "سروده است" انجام کاری را نشان می دهند.   

نکاتی درباره فعل های اسنادی:

۱) اگر فعل های (است، هست، نیست، بود، باشد )  معنی "وجود داشتن یا قرار داشتن" بدهد اسنادی نیست. مانند:

    کیفم روی میز است.   یعنی کیفم روی میز قرار دارد، بنابراین فعل "است" غیر اسنادی است. 

 

خود ارزیابی درس ۸

1. چرا مي گويند:(وقت از طلا گران بها تر است)؟

زيرا با صرف وقت مي توان طلا به دست آورد،ولي دقايق تلف شده را با طلا نمي توان خريد.

 

2. منظور از (عمرحقيقي را شناسنام? ما تعيين نمي کند) چيست؟

زيستن و زندگي زيبا،فقط همان فرصت هايي است که با رفتارهايي زيبا و کارهاي بزرگ مي گذرد.بقّيه روزها وسال هاي ما جزء عمر واقعي ما محسوب نمي شوند.

 

3. پيام اصلي اين درس چيست؟

ما بايد از وقت خود بهترين استفاده را ببريم و نگذاريم وقتمان تلف شود.

...............................................................................................

درس هشتم: زندگی همین لحظه هاست

تردید: شک                                          

    دقایق:جمع دقیقه 

دل آِزرده :ناراحت                              

          اثنا :میانه ها

حیرت :سر گشتگی / شگفت زده شدن         

    حک کردن : تراشیدن

صاحبان قبور : کسانی که مرده اند و در گور دفن شده اند.

نظر : نگاه /دید گاه                    

خفتن : خوابیدن

اعظم :بزرگ/ بزرگتر                     

  غفلت : بی خبری

دی : دیروز                        

 نامده : نیامده

الکی:غیر جدی /دروغی        

اضطراب :نگرانی /پریشان حالی  

  گره از کار دیگران گشودن:کنایه از بر طرف کردن مشکل

مصاحبت :هم نشینی /گفت و گو   

   اعجاب: شگفتی و تعجب

تامل :اندیشیدن / فکر کردن         

      عبرت : پند / اندرز

متن حکایت دعای مادر

از بایزید بسطامى - رحمة اللّه علیه - پرسیدند که ابتداى کار تو چگونه بود؟ گفت: من ده ساله بودم، شب از عبادت خوابم نمى‌بُرد.

شبى مادرم از من درخواست کرد که امشب سرد است، نزد من بخُسب.

مخالفت با خواهش مادر برایم دشوار بود؛ پذیرفتم. آن شب هیچ خوابم نبرد و از نماز شب بازماندم. یک دست بر دست مادر نهاده بودم و یک دست زیر سر مادر داشتم.
آن شب هزار «قُل هُوَ اللّهُ اَحَد» خوانده بودم.

آن دست که زیر سر مادرم بود، خون اندر آن خشک شده بود. گفتم: «اى تن، رنج از بهِر خداى بکش.»

چون مادرم چنان دید، دعا کرد و گفت: «یا رب، تو از وى خشنود باش و درجتش، درجهٔ اولیا گردان.» دعاى مادرم در حقّ من مستجاب شد و مرا بدین جاى رسانید.

 

معنی حکایت دعای مادر

از بایزید بسطامی (رحمت خداوند بر او باد) پرسیدند که تو چگونه به این مقام و مرتبه رسیدی؟ در زندگی خود چه کردی و چگونه رفتار کردی که نزد خداوند شایسته شدی و به این راه هدایت شدی؟ او در پاسخ گفت: هنگامی که من ده ساله بودم، شب‌ها مشغول عبادت بودم و نمی‌خوابیدم. یک شب مادرم از من درخواست کرد که، چون امشب سرد است نزد او بخوابم.

از آنجایی که دوست نداشتم خواهش مادرم را نادیده بگیرم و این کار برایم آسان نبود، درخواست او را قبول کردم. آن شب اصلا خوابم نبرد و نتوانستم نماز شب نیز به جا آورم. در آن شب یک دستم در دست مادر بود و دست دیگرم در زیر سرش بود تا راحت بخوابد.

آن شب هزار بار سوره توحید را خوانده بودم. آن دستم که زیر سر مادرم بود، بخاطر آنکه بی‌حرکت مانده بود و خون در آن جریان نداشت، خشک و کرخت شد. پس به بدن خود گفتم به خاطر خداوند و خشنودی او رنج و سختی امشب را تحمل کن.
وقتی مادرم از خواب برخاست و مرا در آن وضعیت دید برایم دعا کرد و گفت: خدایا تو هم از فرزندم راضی باش و مقام و مرتبه‌اش را در ردیف مرتبه بزرگان و عارفان قرار بده. اینگونه بود که دعای مادرم درباره من پذیرفته شد و آن دعای خیر مادر مرا به این درجه و جایگاه رساند.

 

معنی کلمات:

  • ابتدای کار: شروع زندگی
  • بخسب: بخواب
  • باز ماندن: محروم شدن
  • از نماز شب باز ماندم: نتوانستم نماز شب را بخوانم
  • از بهر: بخاطر
  • درجت: درجه، رتبه
  • اولیا: جمع ولی، دوستان خدا
  • مستجاب: پذیرفته شده، اجابت شده
  • رحمه اللّه علیه: رحمت خدا بر او باد


جواب نوشتن فارسی هفتم صفحه ۶۳

1️⃣ در بیت‌های زیر متمم‌ها را مشخص کنید و بنویسید.

پرید از شـاخـــکی بر شـــاخــساری        گذشت از بامــــــکی بر جـو کناری

ز وحشت، سست شد بر جـــای، ناگاه         ز رنــج خستـــگی درمـــاند در راه

  1. در بیت اول: شاخکی، شاخساری، بامکی، جو کناری
  2. در بیت دوم: وحشت، جای، رنج، راه

جواب نوشتن صفحه ی ۶۳ فارسی هفتم

2️⃣ دو واژه ی کوتاه شده از متن درس پیدا کنید و شکل کامل آن را در جدول زیر مانند نمونه بنویسید.

کوتاه شده

کامل

فتاد

افتاد

شاخی

شاخه‌ای

گه

گاه

گهی

گاهی

توش

توشه

3️⃣ با توجه به معنی، املای صحیح کلمه را انتخاب کنید.

الف)  هجوم  ⬜✅    حجوم ⬜    = حمله

الف)  اجز     ⬜     عجز   ⬜✅    = ناتوانی

کلمات هجوم و عجز صحیح هستند.

جواب نوشتن صفحه ی 63 فارسی هفتم

4️⃣ یک مفعول و یک متمم از صفحه نخست درس پنجم پیدا کنید و جمله‌های آن را بنویسید.

درس پنجم فارسی هفتم، درس آزاد است. به جای آن یک مفعول و یک متمم از درس ششم فارسی هفتم تقدیمتان می‌کنم:

مفعول:

مدتی است دارم فکر می‌کنم این قلب کوچولو را به چه کسی باید بدهم

متمم:

وقتی به قلبم نگاه کردم دیدم با اینکه مادر خوبم توی قلبم جا گرفته، خیلی هم راحت است.

متمم چیست؟

اسم یا گروه اسمی که بعد از حرف اضافه می آیدمتمم نام دارد.

متمم یعنی تمام کننده ی معنای فعل

بعضی از حروف اضافه از این قرار است از.به.با.برای.در.مثل.به جز .به غیر از.بی.بر.بدون…

 

مثال: زندگی بدون تلاش ،مرگ زودهنگام است.

بدون:حرف اضافه تلاش:متمم

اطمینان به کسی پیش از آزمایش از نشانه های کم خردی است .

به:حرف اضافه ، کسی :متمم    ،   از:حرف اضافه آزمایش:متمم از:حرف اضافه ، نشانه های کم خردی: گروه متممی

نکته : دقت کنید که حروف دیگری هم وجود دارد که ارتباط دهنده ی بین واژه ها و یا جملات و عباراتند که به آن حروف ربطی می گویند حروف ربطی را به خاطر بسپارید و با حروف اضافه اشتباه نکنید.

بعضی از حروف ربط عبارتند از ( اگر.که. تا .زیرا.و.یا.ولی.اما ) :

مثال: . فرق دزد و مالدار آن است که دزد مال اغنیا را می دزدد و مالدار مال فقرارا.

و.که.و. حروف ربط است و متمم نمی سازد.

مثال ترکیبی:           در دنیا لذتی که با مطالعه برابری.کند وجود ندارد

. در:حرف اضافه .دنیا متمم . مطالعه متمم با :حرف اضافه

 

نکته – که :حرف ربط است نه اضافه نکته حرف (چون) درصورتی که معنای :(مثل و مانند) بدهد، حرف اضافه و کلمه ی بعد از آن متمم است وهنگامی که معنی زیرا بدهد نشانه ی اضافه است.

یک مثال دیگر 

برادرم توپ را به احسان داد.

برادرم نهاد،توپ را مفعول،به حرف اضافه ،احسان متمم است. 

جواب خودارزیابی صفحه ۶۱ فارسی هفتم

1️⃣ چرا گیتی به چشم کبوتربچه تاریک شد ؟

چون پرواز کرده بود و خسته شده بود و دیگر توان پر زدن نداشت.

 

2️⃣ به نظر شما کبوتربچه ممکن است چه پاسخی به پند مادر داده باشد ؟

به نظر من کبوتربچه از مادرش به خاطر دراختیار گذاشتن این تجربیات تشکر کرده و آنها را پذیرفته و سعی کرده است که به پندهای مادر عمل کند.

3️⃣ پیام اصلی درس چیست؟

پیام اصلی این شعر این بود که برای رسیدن به موفقیت باید درابتدا با تلاش و پشتکار و مشورت با بزرگان و استفاده از تجربیات آنها، راه های رسیدن به موفقیت را فراگرفت.

پروین اعتصامی کیست؟

پروین فرزند یوسف اعتصام الملک آشتیانی در تبریز متولد شد.فارسی و عربی را در دامن خانواده آموخت. سرودن شعر را از هشت سالگی آغاز کرد .نخستین شعر هایش را در مجله بهار به چاپ رسانید و مورد تشویق اهل ادب قرار گرفت. از عوامل دیگری که موجب تقویت ذوق و پرورش استعداد شعری پروین شد،رفت و آمد او به محافل ادبی آن روزگار بود. تنها اثر او، دیوان شعری است که بار ها چاپ شده است.بیشتر قطعات خود را به صورت گفت و سرود که در اصطلاح ادبی به آن مناظره می گویند.

سرانجام در سال ۱۳۲۰بر اثر بیماری حصبه در گذشت.آرامگاه او در شعر قم است.

معنی شعر علم زندگانی فارسی هفتم صفحه ۵۸

🌹بیت 1: روزی بچه کبوتری با جسارت و علاقه و اشتیاق به پرواز، بال و پر خود را باز کرد.🌹

🌹بیت 2: ازروی شاخه ی کوچکی به شاخه ی کوچک دیگر پرید و از روی پشت بامی گذشت و کنار جوی آب نشست.🌹

🌹بیت 3: این راه کوتاه برایش بسیار طولانی بنظر می رسید و دنیا جلوی چشمانش تیر و تار شد.🌹

🌹بیت 4: از ترس و وحشت بر جای خود خشک شد و از شدت خستگی توان ادامه نداشت و در راه ماند.🌹

🌹بیت 5: خسته شد و از نا توانی فریاد زد. مادرش از روی شاخه ای که بر روی آن نشسته بود گفت:🌹

🌹بیت 6: پرواز برای تو هم بسیار زود و هم بسیار سخت و دشوار است. کسی از تازه کاران توقع کار زیاد ندارد.🌹

🌹بیت 7: هنوز وقت پریدن تو در کوچه و پشت بام نیست. تو باید فعلا بخوابی و استراحت کنی.🌹

🌹بیت 8: تو هنوز باید علم و دانش کسب کنی و راه رسم زندگی کردن را باید یاد بگیری.🌹

🌹بیت 9: در ابتدای هر کاری باید روش آن را یاد بگیری، ابتدا باید بتوانی پا های خود را محکم بر روی زمین بگذاری، سپس فکر مستقل شدن و روی پای خود ایستادن باشی.🌹

🌹بیت 10: تو مانند گنج هستی و به مراقبت احتیاج داری و من مانند نگهبان و محافظ تو هستم. من باید رنج بکشم تا تو آسوده باشی.🌹

🌹بیت 11: من در دام های زیادی گرفتار شده ام و بارها کودکان بال و پرم را شکستند.🌹

🌹بیت 12: گاهی از در و گاهی از دیوار به من سنگ زدند، گاهی پنجه ها و گاهی سرم خونین شد.🌹

🌹بیت 13: حتی یک لحظه آسایش نداشته ام، گاهی از گربه و گاهی از پرنده شکاری ترسیدم🌹

🌹بیت 14: حمله بلا های آسمانی به من درس زندگی آموخت.🌹

🌹بیت 15: شاخه بی ریشه، جوان و قوی نمی شود، مگر اینکه تو به پند و نصیحت من گوش داده و سعی و تلاش هم کنی.🌹

درس 7 (علم زندگانی)

جرئت: دليری، شجاعت                                  

  شاخسار: شاخه هاي درخت

حديث: سخن ،داستان (دراين درس نکته و پند)   

   عجز: ناتواني               

دمساز: همدم و همراه، سازگار                        

  هجوم: حمله ناگهاني، يورش

فتنه: در اين درس به معني بلا و مصيبت  

    برومند: با ثمر، ميوه دار، پربار

گيتي: جهان                                              

     سست: ضعيف

جو کناري: جويبار                                          

   بامکي: بام کوچک

نوکار: در اين جا بي تجربه، کسي که تازه به کاري مشغول شده باشد

- نمونه های تکرار را از درس پیدا کنید و بنویسید.

خیلی ،کوچولو، خدا،  جان،  خالی، تمام،کوچک

 

۲- نهاد و مفعول هر جمله را مشخص کنید.

رزمندگان، دشمن را از خاک ما بیرون انداختند. (نهاد - مفعول)

رزمندگان نهاد،دشمن مفعول 

من، عموی خوش اخلاقم را توی قلبم جا دادم. (نهاد - مفعول)

من نهاد،عموی خوش اخلاقم مفعول

همه معلمها، بچه ها را دوست دارند. (نهاد - مفعول)

همه معلمها نهاد،بچه هامفعول،

 

۳- با توجه به معنی جمله ها، واژه های مناسب را در جای خالی قرار دهید.

الف) مادر بزرگ درباره حیات گل های باغچه با نوه اش در حیاط خانه گفت وگو می کرد. (حیاط، حیات)

 

ب) مراقب پول های خرد خود باشیم و از خورد و خوراک های بیهوده پرهیز کنیم. (خورد، خرد)

 

۴- جدول زیر را حل کنید.

 

________________

1) جمله ای که برای بیان احساسات، عواطف، آرزو و ... بیان می شود. جمله عاطفی

 

۲) برای اشاره به دور به کار میرود. آن

 

۳) «مکان» جا

 

۴) ضمیر اول شخص مفرد من

 

۵) اگر دم بریده ای

 

6) از آن طرف بخوانید، یکی از دو جنس بشر است. نز

 

۷) مخقف «اگر» ار

 

۸)مخفف «ماه» مه

 

۹) یکی از سوره های قرآن انعام

 

۱۰) همان گزارش است. گزاره

 

۱۱) جمع «یار» است.یاران

 

۱۲) بخشی از جمله است. نهاد

🔱⚜🔱⚜🔱
 

نکته زبانی

1️⃣مفعول :مفعول مانند نهاد در جمله است که معمولا با کلمه را به کار میرود.مثال؛

حسن میوه را خورد.

شنونده می پرسد :چه چیزی را خورد،می گویند میوه را خورد

2️⃣تکرار:هر گاه نویسنده بخواهد بر چیزی تاکید کند، آن را تکرار میکند

ممنون از همراهی شما خوبان

جواب خود ارزیابی

جواب خود ارزیابی صفحه ۵۵

1️⃣ چرا قلب آدم نباید خالی بماند ؟

چون قلبِ خالی، مثلِ یک گلدانِ خالی، زشت است و آدم را اذیت می‌کند.

2️⃣ چرا قلب به دریا تشبیه شده است؟ شما قلب را به چه چیزهایی تشبیه می کنید ؟

چون دریا بسیار بزرگ و بیکران است و قلب انسان هم به اندازه‌ی تمام کسانی که دوستشان داریم بزرگ است.

من قلب را به ماه، خورشید، ستاره و آسمان تشبیه می‌کنم.

3️⃣ به نظر شما چرا قلب نویسنده نمی توانست عموی پدرش را بپذیرد ؟

چون عموی پدرش پول‌پرست بود و به پول‌هایش بیشتر از انسان‌ها اهمیت می‌داد و همین باعث می‌شد که نویسنده از او آزرده خاطر باشد.

کلمات قلب کوچکم را به چه کسی بدهم.

💭اذیت :آزار دادن
💭 واقعا : به درستی حق : شایسته /سزاوار
💭 تمام تمام : کامل
💭 معلوم: آشکار
💭عقلم می رسید : من درست فکر می کردم
💭فورا : سریع و زود
💭شلوغ : پر سروصدا
💭ولو : پخش و پراکنده
💭 حسابی : کامل /فراوان
💭 رضایت : خشنودی
🍂 سعی : تلاش و کو شش
🍂 تقصیر :سهل انگاری و کو تاهی
🍂 یک عالم : مقدار زیاد/ به اندازه وسعت یک دنیا
🍂 سراسر :همه/ تمام
🍂 کثیف: الوده
🍂 عجیب : شگفت انگیز/ شگفت آور
🍂 زور گفتن :ظلم وستم کردن
🍂 گله :شکایت و دل خوری
🍂 مهمان خانه : مسافر خانه

🖤❤🤍🧡💛💚💙💜🤎❣💖💝💗💓💞💋

آغاز فصل سوم 

                    سبک زندگی

این زندگی حلال کسانی که هم چو سرو

                                                    آزاد زیست کرده و آزاد می روند

🔹معنی :
زندگی این دنیا برای کسانی حلال است که مانند سرو وارسته هستند و به دنیای مادی دل نمی بندند و آزاده و واراسته این دنیا رو ترک می کنند.

🔹مفهوم :
این بیت بر (وارستگی ) و (بی توجهی به دنیا ) تاکید دارد.

ضرب المثل اول

🔱آشپز که دو تاشد،آش یا شور می شود یا بی نمک🔱

داستان ضرب المثل

در سرزمینی بزرگ،حاکمی زندگی می کرد.روزی فرزندش بیمار شد.حاکم دستور داد برای او غذای مخصوص بپزند تا زود تر خوب شود.دو آشپز ماهر👬مامور این کار شدند. آن دو،پخت و پز را شروع کردند و تصمیم گرفتند یک آش خوشمزه 🍛بپزند.اما هنگام آشپزی ،یک سره با هم بگو مگو می کردند.🙍‍♂️🙍‍♂️آن دو در کار هم دیگر دخالت می کردند و به حرف هم گوش نمی دادند .

آش که آماده شد،آن را برای فرزند حاکم بردند.🤴فرزند حاکم تا آن را چشید،صورتش را در هم کشید و آش را کنار گذاشت.😖حاکم از این اتفاق ،به شدت عصبانی 😡شد؛اما حکیم دانایی که طبیب فرزند بود،لبخندی زد و گفت :آشپز که دو تا شد،آش یا شور می شود یا بی نمک

امید دارم از داستان لذت ببرید